تبليغاتX
دیار فراموش شدگان
درد دلهای من تنها
 با سلام

دوستان از اين به بعد ميتوانند در باره موضوعات علمي سئوالات خودشان را مطرح و در پست بعدي و يا بصورت ايميل جواب را دريافت نمايند

با سپاس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 13:39  توسط در دست فراموشی  | 

مثل برگم متهم تا دست باخت

هركسي از من قماري تازه ساخت

شاه عمرم صيد تك خال توشد

حكم من دل بود و سرباز تو تاخت

بيگمان بي كس تراز من نيستي

مست بدبختي كه هز سازي نواخت

مثل شمعي سوختم تا بنگري

آتشم تنها غرورم را گداخت...............

 

حكم من دل بود و سرباز تو تاخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:48  توسط در دست فراموشی  | 

 من بي تو مي رسم به همانجا كه نيستم
من بي تو ميروم كه بپرسم كه كيستم
من بي تو مثل بهارم بدون برگ
يعني هميشه بي تو بر اين من گريستم



تقديم به تو

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:45  توسط در دست فراموشی  | 

اري چنين گدشت ؛ به سرم چرخ روزگار
چرخيد و مهر زد به لبم ، مهر ماندگار
تا آخرين نفس منم و اين دل خراب
 در اين قفس منم و قصه فرار
هم خاطرات اين تن زخمي بدست توست
 آري بدست تو آري طناب دار
 يك راه بي هدف ؛ منم و راه اين سفر
 تنها ترين شبح كه رها شد در اين گذار
در پيش روي من اينك تويي و بس
 يا اينكه نه ، منم و لحظه اي غبار
آلوده ات شده ام چو خرابي خراب خواب
 آلوده ام به تو آري ، من خمار
افتاده ام زپا كه بياييي و سر رسي
ديگر نمانده برايم جزاين قرار
 هم آخرين قرار من و ميز بازي است
 اما تو مي بري ، اخر در اين قمار
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:15  توسط در دست فراموشی  | 

من مست نی ام فقط کمی بی خوابم

آشفته نی ام فقط کمی بی تابم

در جستن چشمان کسی گم گشتم

ا ی باعث چشمان ترم دریابم

من مست نی ام که کوچه ناهموار است

آزرده نی ام فقط دلم  بیماراست

دیوار شما سنگ به پشتم میزد

الا من و دیوار شما    انکاراست

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:28  توسط در دست فراموشی  | 

برو سفر به سلامت ؛ برو خداحافظ

وتا به صبح قیامت ؛ برو خداحافظ

نگو چه میشود آخر ؛ برو؛ فقط بدرود

برو تمام خیانت ؛ برو خداحافظ

ببین دلی که شکستی ؛ گرفته بودی تو

زمن به رسم امانت؛ برو خداحافظ

من و تمام غرورم فدای عشق تو شد

و مانده آه تباهی ؛ برو خداحافظ

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:10  توسط در دست فراموشی  | 

با سلام و .................

روزی بپایان میرسد  انکار من ، دیدار تو

روزی بپایان میرسد اصرار من ، آزار تو

من مثل یک باد غمین ، گه در هوا ، گه بر زمین

روزی بپایان میرسد ، عمر دل و دلدار تو

 

با اجازه دوستان ادامه این شعر رو هم فقط برای کسانی مینویسم که بخوان و برام ایمیل کنند .

 

تا دوباره

بدرود   

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 15:53  توسط در دست فراموشی  | 

به نام آنکه خدای کلام لایق اوست


ای آخرین قمار من مست در به در

ای واپسین بهار من مانده در سفر

دل با تمام حال خرابش فدای تو

آری فدای تو آری شکسته تر

در کنج قلب من پیر بی رمق

مرغی به یاد تو هی میزند به در

شاید رسیدی و شاید نگاه تو

افتد به این قفس، و نشانی ز بال و پر

من با نگاه تو آرام می شوم

اما دریغ نگاهی در این گذر

من عاشقم که بمیرم برای تو

 یعنی برای تو ، از این خلاصه تر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:32  توسط در دست فراموشی  | 

با سلام

تقدیم به حضرت مهدی

ای تو ز دستم ز کجا دورتر                           من ز کسان، بهر تو مهجورتر!

جز من بیچاره چه کس می شود                       در ره دیدار رُخت  ، کورتر !

  نام تو آرامش جان من است                        هر چه غم و درد تو،آن من است.

   بیرق تو قد کمان من است                              بی تو جهان از همه بی نور تر

  نام و نشانی به کجایم بده                                  حرف جوابی به صدایم بده

         قدرت نایی به ندایم بده                             ((  ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر))

 

                  

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 16:20  توسط در دست فراموشی  | 

با سلام و عرض تسلیت بخاطر ایام شهادت امام حسین (ع)

این شعر برای روز ورود امام حسین به کربلا سروده شد.


وقتی رسید، قلب و غرورش شکسته بود

پیوند مرد با همه عالم گسسته بود

سرمی کشید جرعه ز جامی که مرگ بود

پر می کشید گرچه دوبالش شکسته بود

وقتی برید ، دل ز دو عالم، بریده بود

سر در تنور و تن به بیایان نشسته بود

وقتی که دید خیمه در آتش خزیده بود

وقتی نبود...............................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 11:49  توسط در دست فراموشی  | 

 
Atta
Maryam
music.farsitube.com